سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
35
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
وجه قصور دلالى اين اخبار آنست كه مدّعا سقوط قضاء در جائيست كه ظنّ مستند بمجرّد ظلمت بوده و صائم بدون تحقيق بيشترى افطار كرده باشد ولى اخبار متضمّن اين مضمون نيست بلكه سقوط قضاء و صحّت روزه را در جائى فرموده كه افطار ناشى از ظنّى باشد كه صائم مكلّف به همان بوده و بيش از آن عهدهدار تكليف نبوده مثل اينكه آسمان ابرى بوده كه بجز عمل بظنّ راه ديگرى نيست چنانچه در خبر اخير تصريح به آن دارند و حديث اوّل اگرچه مطلق است ولى بقرينه دو خبر ديگر آن را نيز به همين معنا بايد حمل نمود و سقوط قضاء در اين مورد و اشباه آن چنانچه قبلا گفتيم مورد قبول است ولى صورت و فرضيكه مورد ادّعاء است غير اين بوده و دليلى مناسب با آن در دست نيست . و سپس شارح مىفرماين : به مقتضاى فرموده قبلى مصنّف ( او تناول من دون مراعاة ممكنة الخ ) صائم مزبور بايد روزهاش را قضا كند زيرا رعايت وقت را نكرده اگرچه ظن بحصول و دخول آن داشته است چنانچه مرحوم مصنّف در كتاب دروس اين قيد يعنى ( و ان ظنّ ) را صريحا تذكّر داده است . قوله : الفاضلان : مقصود مرحوم محقّق حلّى و علّامه حلّى مىباشد . قوله : ظانّا دخوله : يعنى دخول ليل . قوله : المثيرة للظنّ : كلمه [ مثيرة ] به صيغه اسم فاعل يعنى باعث و موجب . قوله : مع تقصيره فى المراعاة : ضمير در [ تقصيره ] به افطاركننده راجعست .